تبليغاتX
سفره احساس - نيامدی...
 
اجتماعی , فرهنگی , هنری , سیاسی و عمومی
 

نيامدی...

چه روزهايی که يك به يک غروب شد نيامدی

چه بغضها که در گلو رسوب شد نيامدی

خليل آتشين سخن ، تبر به دوش ، بت شکن

خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نيامدی

برای ما که خسته ايم و دل شکسته ايم نه ،

ولی برای عده ای ، چه خوب شد نيامدی

تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام

دوباره صبح نه ، ظهر نه ، غروب شد نيامدی

  نوشته شده در  جمعه دوازدهم خرداد 1385ساعت 16:23  توسط حبیب احمدی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM