تبليغاتX
سفره احساس - خسته از...
 
اجتماعی , فرهنگی , هنری , سیاسی و عمومی
 

خسته از...

خسته ام از آرزوها ‘ آرزوهای خیالی

شوق پرواز مجازی ‘ بالهای استعاری

لحظه های کاغذی را روز و شب تکرار کردن

خاطرات بایگانی ‘ زندگی های اداری

آفتاب زرد وغمگین ‘ پله های رو به پایین

سقف های سرد و سنگین ‘ آسمانهای اجاری

با نگاهی سرشکسته ‘ چشمهای پنبه بسته

خسته از درهای بسته ‘ خسته از چشم انتظاری

صندلی های خمیده ‘ میزهای صف کشیده

خنده های لب پریده ‘ گریه های اختیاری

عصر جدولهای خالی ‘ پارکهای این حوالی

پرسه های بی خیالی ‘ نیمکت های خماری

رونوشت روزها را ‘ روی هم سنجاق کردم

شنبه های بی پناهی ‘ جمعه های بی قراری

عاقبت پرونده ام را با غبار آرزوها

خاک خواهد بست

روزی باد خواهد برد باری

روی میز خالی من ‘ صفحه باز حوادث

در ستون تسلیت ها ‘ نامی از ما یادگاری

  نوشته شده در  شنبه سیزدهم خرداد 1385ساعت 19:53  توسط حبیب احمدی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM